مطلبی که می خواستم راجع به ریشه زن بنویسم یادتون میاد؟
از کسی که راجع بهش حرف زده بود،خواستم توضیح بده گفت چیز زیادی نیست و برداشتی از مطالعات
خودشه ولی با اینکه خلاصه هست..مینویسم.
میگفت : اول فقط واژه " من " بوده بعدا "مرد" پدید میاد که همون "من" بوده و سپس "زن "
حالا جالب اینجاست که همشون مفهومشون یکی بوده و معنی حیات و وجود میدادند..
این واژه به غرب که میره " ژن" تلفظ میشه کماکان مفهوم حیات رو داره ..
و در زبان عربی "جان" !!
جالب نیست؟
که دخترک بهار پوش
با چادر سفید
آرام وبی صدا
آن سان شکفته است
که در آسمان ما
خورشید می شود
باور نمی کنم !
که گل خس وخاشاک می شود
بی آن که پیرهنی پاره کند
خاک می شود
باور نمی کنم !
دستان پر ستاره ی بی برگ خویش را
باور نمی کنم!
به خدا! مرگ خویش را !
خب..خسته هستم ولی دلیل نمیشه هیچ چیز ننویسم . روز پر دردسری را گذراندم.می خواستم
مطلبی راجع به ریشه زن براتون بنویسم..انشاا... فردا یا پس فردا..چون الان واقعا نمی تونم.
مطلب خوبی هست..
نترس از هجوم حضورم
چیزی جز تنهایی با من نیست
بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت
ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
چون شمع به بزم درد افروخت مرا
من گریه و سوز دل نمیدانستم
استاد تغافل تو آموخت مرا
دلم گرفته امشب.
کسی هست به من یاد بده چجوری عکس و آهنگ بذارم اینجا؟
میخوام بدونم مهمترین چیز برای هر مردی چیه تو زندگیش؟
نظر بدید لطفا..
بار اول هست که میخوام پست بنویسم.
سلام
هدفم از ایجاد این وبلاگ معلومه . بالا رو بخونید!
البته سعی میکنم مطالب خوبی بنویسم.
![]()
